وبلاگ شخصی اصغر وطنخواه
علاقمندیهاو دغدغه ها
اکنون، جنگ تحمیلی پایان یافته است، ولی خاطره دفاع مقدس به عنوان پایگاه هویت ملی، همچنان پابرجاست. به همین دلیل، فتح خرمشهر، تنها فتح یک سرزمین باارزش نیست، بلکه فتح ارزشهایی است که اسلام با کلام امام خمینی در بین ما آفرید. سالگرد این عملیات غرورآفرین و شگفتانگیز بر همه ظلمستیزان گرامی باد. روز سوم خرداد ماه، سالگرد حماسه آزادی و فتح خرمشهر، پس از بیش از یک سال و نیم اشغال آن به دست نظامیان بعثی صدام است. این روز بزرگ، خاطره بزرگ تاریخی است که به یک ذهنیت مستمر در حافظه تاریخی ملت ایران بدل شده است. فتح خرمشهر، موجب هیجان عظیم و و برانگیختگی احساسات و عواطف پاک در میان ملت ایران شد و دلهای همه ایرانیان و مسلمانان جهان را به یکدیگر نزدیک کرد و همدلی و وحدت عملی بین اقشار ملت را برانگیخت. از سوی دیگر، این فتح بزرگ، موجب سرشکستگی صدام و نیز تلخکامی حامیان قدرتمند وی شد. صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن به کار گرفتند و این شهر را به زعم خود به یک دژ نفوذناپذیر تبدیل کرده بودند. آنان با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر و احداث خاکریزهای دفاعی گسترده، با تخریب خانههای مردم و نیز ایجاد استحکامات گسترده، که با تعبیه میدانهای مین و چیدن سیم خاردارهای زیادی به دور آنان صورت گرفت، از پدافند قطعی خود برای حفظ این شهر مطمئن شده و حتی فکر مقابله با عملیات احتمالی هوابرد و هلیبرن از سوی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند و هرجا زمینی مساعد برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیرآهن برای اقدام نظامی از آسمان، ناممکن ساخته بودند. همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام برای ادامه اشغال این شهر داشت. او حتی در نقشههای منتشره از سوی خود، نام این شهر را نیز عوض کرد و آن را «محمره» نامید، تا ایرانیان از رسیدن به شهر خرم خود، مأیوس شوند. صدام حتی پس از 23 روز نبرد شبانهروزی رزمندگان اسلام در عملیات بیتالمقدس و درست هنگامی که آنان به فتح خرمشهر نزدیک میشدند، همچنان به تقویت نیروهای خود در این شهر میپرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی رزمندان اسلام، سربازان جدیدی را وارد این شهر میکرد، به گونهای که بیشترین اسرای عملیات بیتالمقدس، از داخل شهر خرمشهر به اسارت گرفته شدند. به اسارت درآمدن حدود دوازده هزار نفر از نظامیان بعثی در این شهر نامآور، حکایت از اراده جدی صدام برای در اهتزاز نگه داشتن پرچم دشمن بر بالای خانههای این شهر داشت. خرمشهر که در آخرین روز عملیات بیتالمقدس از تصرف دشمن خارج شد، به صورت نماد موفقیت پرچمداران توحید و علامت پیروزی قوای اسلام و عزت ایرانیان درآمد و مهری داغ به نشانه شکستی بزرگ بر پیشانی صدام گذاشت. این عملیات و رشادتها و افتخاراتی که رزمندگان اسلام آفریدند، اسطورهها را به واقعیت بدل کرد و دسترسی به اسطورهها را در عمل، امکانپذیر ساخت. در این عملیات، شجاعت، از جانگذشتگی، فداکاری، صبر، آقایی، مقاومت و چیزهای دست نیافتنی، همه در صحنه عمل رخ داد. صدام پس از فتح خرمشهر در لاک دفاعی عمیقتری نسبت به آنچه پیشتر انجام میداد، فرو رفت و از این به بعد بود که احساس کرد، جنگی که آغاز کرده بود، تا انقلاب اسلامی را از پای درآورد، موجب تزلزل حکومت وی شده و اشغال سرزمین ایران، امکان کشانده شدن جنگ را به خاک او در پی دارد. هرچند صدام در این شرایط نیز بیش از 2500 کیلومتر مربع از خاک ایران را همچنان در اشغال خود نگه داشت و مناطقی همچون نفتشهر، شلمچه، طلائیه، ارتفاعات قلاویزان، ارتفاعات سومار و ارتفاعات بحرین، همچنان پس از فتح خرمشهر نیز در اشغال دشمن باقی ماند و صدام نشان داد که تنها با نبردی شجاعانه، دست از اشغالگری و سبعیت برمیدارد. فتح خرمشهر، یکی از نتایج بزرگ عملیات بیتالمقدس بود، ولی تنها نتیجه آن نبود. در این نبرد که یکی از مهمترین و گستردهترین عملیاتها در دوران جنگ تحمیلی است، حدود 5400 کیلومترمربع از خاک کشور که در جنوب استان خوزستان به اشغال صدامیان درآمده بود، آزاد شد. این وسعت، چندین برابر مساحت چند کشور همجوار ایران است که دشمن در آن با حداکثر توان نظامی خود؛ یعنی با شش لشکر شامل سه لشکر زرهی، یک لشکر مکانیزه و دو لشکر پیاده و ده تیپ مستقل پدافند میکرد و با استفاده از 1400 دستگاه تانک، 1200 دستگاه نفربر زرهی و بیش از پانصد عراده توپخانه صحرایی و حدود هشتادهزار نیروی نظامی، این منطقه را در کنترل خود داشت. وجود موانع طبیعی در اطراف منطقه تحت اشغال؛ یعنی رودخانه «کرخه نور» در شمال آن، رودخانه «کارون» در شرق و رودخانه «اروندرود» در جنوب و آبهای «هورالهویزه» در غرب منطقه اشغالی و نیز وجود دشتهای وسیع مناسب با مانور زرهی، که ستون فقرات ارتش صدام را تشکیل میداد ـ شرایط بسیار مناسبی را برای نیروهای اشغالگر، پدید آورده بود که با حمایت گسترده نیروی هوایی و آتشهای وسیع پشتیبانی، میتوانست احساس کند که در قلعه خیبر نشسته و امکان نفوذ به جبهه وی وجود ندارد. اما چگونه این منطقه وسیع از دست نیروهای دشمن خارج شد؟ چه اتفاقی در بین نیروهای ایرانی افتاد که آنان، توانستند، ظرف یک سال و اندی، همه سرزمینهای تحت اشغال دشمن را آزاد و عملیاتی به بزرگی عملیات بیتالمقدس را طراحی و اجرا کنند؟ آیا بر تسلیحات و تجهیزات آنان افزوده شد؟ آیا کشوری به آنان کمک نظامی کرد؟ آیا حامیان صدام، دست از حمایت وی برداشتند؟ آیا تحریم تسلیحاتی ایران شکسته شد؟ و آیا آمریکا، شوروی و اروپا، از حمایت گسترده تسلیحاتی و اطلاعاتی صدام دست کشیدند؟ پاسخ همه این پرسشها منفی است، ولی آنچه واقعیت دارد، این است که توان رزمی رزمندگان اسلام، گسترش عظیمی پیدا کرد. برای درک این موضوع، باید به تحول فکری و فرهنگی که حضرت امام خمینی(ره) با بروز جنگ در بین مردم ایران ایجاد کردند، اندیشید، که حاصل آن در فتح خرمشهر دیده میشود و به همین دلیل امام خمینی، فتح خرمشهر را «فتح ارزشها» نامید. امام خمینی (ع)، اقدامات اساسی زیر را برای برخورد با دشمن انجام داد و ذهن مردم ایران را در این زمینه متحول ساخت: 1ـ ترس از بروز جنگ و نگرانی از حمله نظامی، دشمن را با سخنان خود از دل مردم ایران بیرون راند. 2ـ دفاع را بر همه مردان و زنان به عنوان واجب کفایی اعلام نموده و میدان جنگ را در اختیار همه مردم ایران گذاشت و فرمود که «اذن للذین یقاتلون بأنهم ظلموا و ان الله علی نصرهم لقدیر» (سوره حج). بدین ترتیب، توان رزمی ایران به یکباره افزایش یافت و مشارکت آحاد مردم در دفاع رخ داد. 3ـ به همه رزمندگان اعلام کرد که «شما میتوانید»، تنها «نصرت کنید خدا را، تا نصرت کند شما را» و خدا مجاهدان راهش را بر قاعدین برتری بخشید؛ «فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما». 4ـ او اعلام کرد که شما پیروزید، حتی اگر کشته شوید، زیرا به پیروزی عظیم شهادت میرسید «و ما بنا الا احدی الحسنیین». 5 ـ او از حضور همه استعدادها و همه اقشار مردم، بدون هیچ محدودیتی از نظر جسمی، سنی، تحصیلاتی، قومی و... در جبهههای جنگ استقبال کرد و راه ورود «نیروهای داوطلب» را که «بسیجی» خوانده میشدند، برای مقابله با دشمن به جبههها باز کرد، برای همین، نسل جدیدی از فداکاران و سرداران بزرگ، وارد عرصه دفاع شدند و کار طراحی نیروها و انجام عملیاتها را بر عهده گرفتند؛ سردارانی مانند شهیدان حسین خرازی، حسن باقری، مهدی باکری، صیاد شیرازی، منفرد نیاکی، احمد متوسلیان، احمد کاظمی، محمود شهبازی و صدها شهید گمنام بزرگ دیگر. درواقع، امام خمینی به خوبی نقطه آغاز حرکت برای ایستادن در مقابل دشمن را «شخصیتسازی فرهنگی جامعه» با انتقال آموزههای اسلام در این زمینه به عنوان سیر اساسی تحول در جبهههای نبرد تشخیص داده و دست به یک تحول عظیم فرهنگی در بین مردم زدند. ایشان از تحمیل جنگ از سوی دشمن، فرصتی برای آشنایی مردم با فرهنگ دفاعی اسلام ساختند و دیدگاههای زیبای اسلام را در این زمینه به طور مرتب برای آحاد مردم بیان داشتند. اقدام دیگری که ایشان انجام دادند، این بود که با بیان نکات نامبرده، تحولی را در فرهنگ خانوادههای ایرانی به وجود آوردند، به گونهای که آنان با فرستادن فرزندان خود به جبهههای جنگ، در جامعه شأن والایی یافتند و به اعزام فرزندانشان برای مقابله با دشمن افتخار میکردند. پدران و مادران، خود مشوقان فرزندان خویش برای حضور در جبهههای نبرد حق علیه باطل شدند و این یک تحول عظیم روحی و فرهنگی بود. امام خمینی به گونهای سخن میگفت و رفتار میکرد که جوانان ایرانی، عاشق محیط جبههها میشدند و کوچکترها از اینکه آنان را در جبههها نمیپذیرفتد ـ به دلیل کمی سن ـ گریه میکردند. علاوه بر اینها، رهبر کبیر انقلاب اسلامی، دست به یک «الگوسازی» موفق زد. ایشان حسین فهمیده را که در زمان تلاش دشمن برای اشغال خرمشهر، دست به یک فداکاری بزرگ زد، الگوی همه جوانان و ایرانیان معرفی کرد و فرمود: «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است که نارنجک به خود میبندد و به مقابله با تانک دشمن میپردازد». ایشان با معرفی این الگوی ماندگار، عملا به مردم نشان داد که اسلام و جامعه اسلامی در عمل از چه شخصیتهایی استقبال میکند و به چه انسانهایی ارج مینهد. ایشان از خود گذشتن، فدا کردن خود و فیسبیل الله بودن را الگوی مناسب انسانها معرفی کرد و قهرمانی را در تسلط انسانها بر خویشتن دانست، برای همین، ایشان شهید حسین فهمیده را به عنوان یک الگوی «محبوب» و «مطلوب» به جامعه و مردم معرفی کرد. لذا این تحول عظیم فرهنگی، که امام امت آفرید، موجب شد که فداکارترین قشر جامعه در صحنه جنگ با دشمن حضور یافتند و حماسههای بزرگ از جمله فتح خرمشهر را آفریدند. درواقع، فتح خرمشهر حاصل ترکیبی از طراحیهای درست، ابتکارات خوب و حضور انسانهای والایی بود که حاضر بودند در راه خداوند، جان خود را بر دست گرفته و با او معامله کنند. اکنون، جنگ تحمیلی پایان یافته است، ولی خاطره دفاع مقدس به عنوان پایگاه هویت ملی، همچنان پابرجاست. به همین دلیل، فتح خرمشهر، تنها فتح یک سرزمین باارزش نیست، بلکه فتح ارزشهایی است که اسلام با کلام امام خمینی در بین ما آفرید. سالگرد این عملیات غرورآفرین و شگفتانگیز بر همه ظلمستیزان گرامی باد. دکتر حسین علایی، فرمانده سابق نیروی دریایی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، ضمن تشکر از حضار سخنرانی خود را این گونه آغاز کرد: موضوعی که قرار است امروز من درباره آن صحبت کنم بحث ایران و عربستان، تقابل یا همکاری است. بحث را با این سوال شروع می کنم که ماهیت رابطه ایران و عربستان در طول تاریخ تعاملی بوده یا تعارضی؟ و آن عواملی که باعث تعارض بوده اند کدامند؟ روابط ایران و عربستان همیشه تحت تاثیر چند مولفه اساسی بوده که گاهی عامل تعارض شده اند. این چهار مقوله اصلی را می توان به شرح ذیل مد نظر قرار داد: 1. ماهیت ایدئولوژیکی و فرهنگی 2. ماهیت ساختاری 3. رقابت های ممطقه ای 4. ژئوپلیتیک در حوزه نفت و خلیج فارس در طول تاریخ ایران و عربستان همیشه مدافع دو اسلامی بودند که با هم رقابت داشتند و در تضاد بودند. عربستان از اسلام سنتی و سلفی حمایت کرده است در حالی که ایران مدافع اسلام شیعه بوده است. این مسئله باعث شده در طول تاریخ دو کشور با هم به مشکلاتی بر خورند. در عین حال، همین عامل گاهی هم باعث همکاری بوده است. ما نیاز داشته ایم که به مکه و مدینه سفر کنیم یا لازم می دانیم که روی بحث وحدت اسلامی تاکید داشته باشیم. بنابراین این عامل در مقاطعی باعث تعارض و در مقاطعی باعث همکاری بوده است. علاوه بر این عامل ایدئولوژیکی و فرهنگی، عامل دو نوع رفتار بوده است. عربستان منشا گروه هایی مانند القاعده بوده است که فکر دیگر را نمی پذیرند. عامل بعدی، مسئله خلیج فارس و موقعیت ژئوپلیتکی بوده است. خلیج فارس مهم ترین منطقه ژئوپلیتیک جهان است. از این نظر که نفت و گاز عمده جهان در این منطقه قرار دارد و دو کشور تاثیر گذار در این منطقه ایران و عربستان بوده اند. امنیت این منطقه می تواند از طریق ایران و یا عربستان و با اتکا از ظرفیت های ایران و همکاری عربستان امنیت منطقه تامین شود. ظرفیت های ایران در این حوزه بیش از عربستان است. ساحل ایران در خلیج فارس بیش از دو برابر عربستان است. جزایر زیادی در سواحل ایران قرار دارند که از نظر امنیت سازی اهمیت فوق العاده ای دارند. اهمیت جزایر به حدی است که حتی می توان گفت علت این که گاهی مسئله ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک بیش از ظرفیت آن ها مطرح و روی آن ها تبلیغات انجام می شود، ظرفیت امنیت سازی این جزایر است. بنابراین در حوزه ژئوپلیتیک نفت این ایران و عربستان هستند که ظرفیت امنیت سازی یا نا امن سازی دارند. امریکایی ها از زمانی که ایران را از دست دادند، سیاست امنیت در خلیج فارس را بر عربستان متکی نکردند بلکه هزینه های زیادی خرج کردند و ناوگان نظامی به منطقه آورند. مسئله دیگر ماهیت ساختاری است. از نظر ساختاری نوع نگاه ایران و عربستان به مقوله امنیت و مقوله روابط بین الملل متفاوت و متضاد است. عربستان ساختار امنیتی خود را بر اساس همکاری با امریکا تعریف کرده در حالی که ایران ساختار امنیتی خود را حرکت مستقل از امریکا تعریف کرده است. بنابراین برای تحلیل رفتار عربستان باید ملاحظات رفتاری امریکا را چه در خلیج فارس و چه در خاورمیانه مد نظر داشته باشیم. نمونه این مسئله در بحث فلسطین خود را نشان می دهد. عربستانی ها معتقدند که حقوق فلسطینی ها باید تامین شود اما در خطوطی که امریکایی ها تعیین می کنند حرکت می کنند. بر همین اساس عربستان از دولت خودگردان و فتح حمایت می کند. در حالی که ایران معتقد است که در فلسطین تنها با مقاومت می توان به نتیجه رسید. بنابراین ماهیت ساختاری بسیار تاثیر گذار است. این اهمیت در شکل حکومت هم دیده می شود. عربستان معتقد است که شکل پادشاهی در کشورهای خلیج فارس باید حفظ شود وگرنه نفوذ ایران افزایش می یابد. در حالی که ایران معتقد است عمر نظام های پادشاهی رو به پایان است و کشورها باید به خواسته های مردم تن در دهند. در طول تاریخ میان ایران و عربستان همواره رقابت وجود داشته و حوزه نفوذ دو کشور تعیین شده است. اولین حوزه رقابت های دو کشور را می توان خلیج فارس دانست. در مسئله امنیت خلیج فارس عربستان معتقد است امنیت خلیج فارس نباید به دست ایران باشد و حتی از طرح هایی که امنیت خلیج فارس را به صورت منطقه ای و با همکاری کشورهای منطقه مد نظر قرار می دهد استقبال نمی کند. حوزه دیگر رقابتی که توسط عربستان تعریف شده است حوزه عربی ـ عجمی است. عربستان معتقد است ایران نباید در کشورهای حوزه عربی نقش تاثیر گذار داشته باشد. مسئله بحرین برای عربستان مسئله یک کشور نیست که مردم در آن معترض باشند. از نظر عربستان قیام مردم بحرین نباید هیچ گاه به نتیجه برسد. چرا که به نتیجه رسیدن این انقلاب به منزله فراهم شدن حوزه نفوذ برای ایران در این منطقه است و این مسئله روی عربستان تاثیر خواهد گذاشت. عربستانی ها برای این که بحرین را در حوزه امنیت ملی خود تعریف می کردند برای بحرین برنامه ریزی بلند مدت کرده اند. پل میان عربستان و بحرین در این حوزه قابل درک است. طرح اتحاد هم در همین زمینه قابل بحث است. عربستان معتقد است اگر در بحرین اتفاقی بیفتد نفوذ ایران در این حوزه افزایش پیدا می کند. در سوریه نیز همین مسئله اتفاق افتاده است. عربستان به دنبال دموکراسی نیست. مسئله عربستان در سوریه حوزه نفوذ است. بر این اساس است که عربستان به دنبال تغییر ساختار در سوریه است. در لبنان نیز چنین چیزی دیده می شود. عربستان معتقد است اگر مسئله لبنان به دست ایران بیفتد بحث فلسطین هم به دست ایران می افتد. بنابراین عربستان سعی دارد که در حوزه سوریه ولبنان جلوی نفوذ هر چه بیشتر ایران را بگیرد. با این که ماهیت تعارضی بر رفتار ایران و عربستان غالب بوده اما چون مسئله ایجاد ساختارهای امنیتی همیشه از سوی قدرت های فرامنطقه ای تعریف می شده، نوع نگاه این قدرت ها در روابط ایران و عربستان تاثیر گذار است. زمانی که امریکا تصمیم گرفت صدام را سرنگون کند، عربستان تمایل پیدا کرد که مسائل خود را با ایران حل کند. اگر بخواهیم نگاهی اجمالی به روابط ایران و عربستان داشته باشیم خواهیم دید که در تمام دوران جنگ تحمیلی عربستان در حمایت از رژیم عراق حمایت کرد. در تمام حوزه های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک عراق را پشتیبانی می کرد. در شرایط فعلی نیز مسئله ایران و عربستان، مسئله ایران و امریکا نیز هست. عربستان به دلیل رقابت منطقه ای با ایران به دنبال کاهش قدرت سیاسی و اقتصادی ایران نیز هست. بنابراین از همه ظرفیت هایی که برای تضعیف اقتصادی ایران باشد حمایت خواهند کرد. از همین منظر است که عربستان به روابط ایران و قدرت های اروپایی و امریکا با دیده نگرانی می نگرد. اما سوال مهم در این زمینه این است که آیا این تعارض که در ماهیت روابط وجود دارد قابل مدیریت است یا خیر؟ به نظر می رسد این تعارض قابل مدیریت است و همکاری می تواند در حوزه های عیر تنش زا ایجاد شود. کما این که در دوران سازندگی و اصلاحات مسائلی که می توانست بسیار تنش زا باشد، مدیریت شد. باید به گونه ای برنامه ریزی کنیم که از عوامل اختلاف زا مانند نگاه به اسلام، مسئله نفت، ماهیت ژئوپلیتیکی، ساختار نگاه عربی ـ عجمی در حداقل ها عوامل همکاری ساز شوند./12 هشدار! میخواهند شیعه را طالبان جدید معرفی کنند Posted: 14 May 2012 12:57 PM PDT ابوالفضل فاتح در دوران تمدن جدید و عصر اطلاعات و تکنولوژی که بشر جلوه هایی از ‘اعلا علیین’ خود را به آفرینش رسانده است، ظهور حفره های سیاه ‘اسفل السافلین’ توهین به مقدسات، غم انگیزترین تجربه های معاصر است. آغاز این عصر، دو جنگ عالم سوز با جنایتی عظیم علیه بشریت را به چشم دیده و اینک دو سه دهه است که جنایت علیه معنویت را تقریر می کند. یک روز توهین به ساحت قرآن کریم، یک روز اسائه ادب به محضر پیامبر رحمت (ص) و اینک جسارت به آل علی (علیهم السلام). غرب دو چهره دارد: توسعه یافته و در بربریت مانده. غرب توسعه یافته خود میراث بشری است که اسلام و ایران هم در آن نقش داشته اند. این غرب، گرچه با تناقضات عدیده ای مواجه است و تاریخی از استعمار و تحقیر نسبت به دیگران را در کارنامه دارد، اما در میان خود تا حد زیادی درب های آزادی را باز و درب های آنارشی را بسته است. تلاش کرده، زشتی تحمیل را بفهمد و صدای شکستن استخوان های آزادیخواهان و استقلال طلبان و دانشمندان و هنرمندان خود را در زیر تازیانه های تحجر فراموش نکند. ارزش خلاقیت، انعطاف و شفافیت را می داند. تحقیر، تعرض و توهین را می شناسد و در نظام حقوقی خود سختگیرانه ترین مجازات را برای تعرض به حریم حقوقی و خصوصی افراد ترسیم کرده است. میراٍث فرهنگی را به رسمیت می شناسد و تلاش داشته آنچه را در تاریخ خود از آن برخوردار نیست از اقصای عالم در موزه های خود فراهم آورد و به دقت محفوظ دارد. ارزش همزیستی فرهنگ ها را که لازمه ی آن احترام به ارزش های معنوی ملتهاست می داند و تلاش مضاعفی داشته است تا هاضمه ای قوی نه تنها از تحمل بلکه از تکریم شرق در غرب را به تصویر کشد و افتخار خود را چند فرهنگی بودن بنامد و البته حتی اگر بعضا به خدا باور نداشته، عاقلانه منافع خود را در دل این همه دیده است. به یاد می آورم که در سال ۱۳۷۸ کوفی عنان دبیر کل وقت سازمان ملل به عنوان نمادی از احترام به عقاید و باورهای ایرانیان و البته سمبل مدارا و عطوفت و حقوق بشر چگونه بخش هایی از نامه ی امام علی (ع) به مالک اشتر را با افتخار قرائت می کرد. “اى مالک، … و چون نیکوکاران را از سخنانى که خدا به زبانشان جارى مى فرماید مى توان شناخت، پس باید بهترین اندوخته تو، رفتار و کردار خداپسندانه و شایسته ات باشد، و بر هوا و خواهش خویش، مقتدر و مسلط باش، و نفس خویشتن را از آنچه برایت روا و حلال نیست، سخت بدور دار، …. و همواره دلت را از مهر رعیت آگنده و با لطف و محبت ورزیدن به آنها مالامال نما، و با آنان به مهربانى بیامیز، … زیرا آنان دو دسته اند: یا با تو برادر دینیند یا در آفرینش مانند تو مى باشند، ….“ اما آتش شرم سیاه توهین به مقدسات ادیان که از غرب زبانه میکشد و مدتی است وجه جدیدی به خود گرفته است، مربوط به چهره ی دیگر غرب است. همان که جنگ و خشونت و نفرت را صادر می کند و مفهوم تمدن را با تسلط اشتباه گرفته است و بشر را خارج از مرزهای غرب تنها حیوان ناطق می بیند. اینان همان دسته از غربیان یا غرب نشینانی هستند که دچار فروپاشی معنوی و اخلاقی شده و جهان را از سرعت انحطاط خود به تعجب واداشته اند، اما با برنامه ریزی و توفق بر بسیاری از گلوگا ه های سیاسی و رسانه ای توانسته اند دست بالا را در معادلات فرهنگی و سیاسی جهان داشته و بقای خود را در شکستن هنجار های دیگران و عرفی ساختن ناهنجار های خود تداوم بخشند و البته به نام مظلوم آزادی و منشور حقوق بشر کار خود را پیش برده اند. بی تردید تعرض به ارزش های معنوی و الهی مسلمانان نیز که مورد احترام و تکریم همه ی ادیان است، ساخته و پرداخته ی همین جریان هنجار شکن اما با برنامه است و بسیاری از توهین کنندگان سیاه بخت، بازیچه ای بیش نیستند. براستی اگر ارزشهای اخلاقی و معنوی ادیان توحیدی در جهان پای برجا و حاکم بماند، و انسان تعهد به معنویت، حریت و دانایی را اساس و اصل بداند، جریان هنجار شکن جهانی بقا و دوام خود را چگونه تضمین و سلطه ی خود را بر خداباوران و منابع آنان تحمیل خواهد کرد؟ اینان بیست و اندی سال پیش که با تداوم انقلاب و اشاعه ارزشهای امام، رویش دوباره ی ارزش های اسلام را در جهان حتمی می دیدند، شخصیت پیامبر اکرم (ص) را نشانه رفتند تا به زعم غلط خود با تخریب چهره ی ملکوتی ایشان، باورهای جوانان مسلمان را ازریشه خشکانده و پیوندشان به آن روح عظیم و آموزه های حیات بخش و ابدی اش را قطع کنند. محاسبه ی آنان از واکنش جهان اسلام سطحی و ناشیانه بود و در نتیجه صفی واحد از مسلمانان به رهبری امام خمینی (ره) سازمان یافت، به گونه ای که لندن شاهد بزرگترین راهپیمایی مسلمانان در تاریخ معاصر اروپا بود. در پی وقایع تروریستی یازدهم سپتامبر نیویورک و هفتم جولای لندن و فضای رسانه ای، سیاسی و عاطفی سنگین پس از آن جنایت کور، طراحان فرصت را برای تعرض مجدد به اسلام فراهم دیدند و این بار قرآن و پیامبر (ص) به عنوان عالی ترین مقدسات مسلمین به شکلی متناوب مورد تعدی قرار گرفت. به رغم فضای نامناسب سیاسی پس از یازده سپتامبر ، جنگ های تحمیلی منطقه ای و احاطه ی کم سابقه ی رسانه های غربی که بخش بزرگی از مسلمانان را تا حدی به انفعال کشانده بود، این بار نیز واکنش مسلمانان جدی و یک دست بود. جریان هنجار شکن غرب نتوانست علی رغم توهین های پی دز پی، موضوع را برای مسلمنان عادی سازی کرده و همجون بسیاری دیگر از ناهنجارهای عرفی شده ی خود، عرفی سازی کند. دوران اخیر، دوران طلایی شیعیان است. ایران، عراق، لبنان، بحرین، افغانستان، پاکستان، آذربایجان، قطیف، یمن ، مصر و حتی قلب اروپا و آمریکا، نمونه هایی از بیداری و شکوفایی رو به رشد شیعیان را به تصویر کشیده اند. شیعیان در سده های اخیر هرگز به چنین مرتبه ای نرسیده بوده اند. قدرت اقتصادی، سیاسی ، فرهنگی ، علمی و رسانه ای شیعیان به همراه منطق، پویایی و زنده بودن این مذهب، شرایط جدیدی پدید آورده و شیعه را به موتور محرکه ی اسلام تبدیل ساخته است. لذا قابل درک است که چرا به ناگاه نماد های تشیع این جنین وسیع و بی محابا هدف قرار می گیرد. از یک سو طراحان بر این باورند که تمرکز بر بخشی از مقدسات مذهبی شیعیان به جای تمرکز بر مقدساتی مثل قرآن کریم و پیامبر (ص) که مورد اتفاق مسلمانان است، سبب نوعی شکاف در میان مسلمین شده و با نظاره گری اهل تسنن، صرفا شیعیان وادار به واکنش خواهند شد و زمینه ی بهتری برای هنجار شکنی خواهد بود. از سوی دیگر یکی از ناشناخته ترین و مظلوم ترین امامان شیعه یعنی حضرت امام علی نقی (ع) را از مدت ها پیش هدف گرفته اند تا با سوء استفاده از کم اطلاعی برخی مخاطبان حتی واکنش شیعیان را نیز به حداقل برسانند. روشن است که آنان نمی توانستند از امام حسین (ع) یا حضرت زهرای اطهر (س) و یا امام علی (ع) آغاز کنند. طبیعتا دامنه ی واکنش بسیار فراتر بوده و طراحان به مقصود پیشروی تدریجی خود نائل نمی شدند. آنان بر این باورند که اگر پیش بینی شان درست باشد و توهین به یکی از امامان شیعه عادی سازی شود، زمینه به تدریج برای تعریض به مقدسات دیگر شیعه فراهم خواهد شد و در این صورت شیعه از درون در ابتدای دوران طلایی اخیر خود، مواجه با فرسودگی و کم باوری و تردید جوانانش خواهد بود. در این میان البته باید هشیار بود که سوی دیگر نظر طراحان نیز تمرکز بر کیفیت و حدود واکنش شیعیان است تا در دوره ای که طالبان و القاعده نماد های بی قاعدگی، بی منطقی و بی مرزی معرفی شده اند با ترفند های رسانه ای و بزرگنمایی برخی حواشی، عمق استدلال و منطق قوی شیعه را به سخره بگیرند و شیعه را طالبان جدید معرفی کنند. تاکنون واکنش های جدی و هشدار دهنده ای در ایران از سوی مراجع عظام و دلسوزان تشیع صورت گرفته است. این سطح البته طبیعتا قابل پیش بینی ترین واکنش شیعیان بوده است. در سطوح و عرصه های دیگر فرهنگی برای پیشگیری از توهین به مقدسات و نفی فرهنگ اهانت و تمسخر چه تدبیری اندیشه شده و تا چه اندازه عمومیت یافته است؟ تا چه اندازه شیعیان دیگر کشورهای جهان نسبت به حساسیت موضوع وقوف یافته اند؟ دیگر مسلمانان چطور؟ تا چه میزان به تولید محتوا و پاسخ و استدلال از منابع غنی شیعه پرداخته و از فرصت ها بهره گیری شده است تا هم شناخت گسترده تری از مقدسات دینی فراهم شده و هم کم اطلاعان به تور طراحان گرفتار نشوند؟ براستی چرا باید بسیاری از امامان معصوم ما (ع) که اهل بیت پیامبرند، همچنان ناشناخته بمانند ؟ در این مسیر از گروه ها، رسانه ها و جوانان عزیز انتظار می رود که در صیانت از حقیقت زنده و پویای اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و میراث معنوی شیعه، سهم فرهنگی خود را نادیده نگیرند و مقهور و تسلیم هنجارسازی تحمیلی و مجازی اقلیت دین زدای حهانی نشوند و از هر فرصت واقعی و مجازی با شیوا ترین و متعالی ترین بیان برای یادآوری ارزشهای متعالی توحیدی و انسانی که در معارف حقه ی اهل بیت (علیهم السلام) است، بهره گیرند و مراقب باشند در دام توجیهات منفعلانه یا سیاسی گرفتار نشوند. طراحان به آسانی از مسیر خود بازنخواهند گشت و هنجار شکنی و تزریق بی غیرتی دینی را برنامه ی مداوم خود خواهند داشت. فردا از در دیگری وارد خواهند شد. باید با بیداری و پیش بینی به نگرش، منطقی و قاعده ای که بهترین و جامعترین پاسخ را دریافت کند، رسید. شیعیان نیازمند تبادل نظر و همفکری و هم افزایی بیشترند. بر ساحت مبارک ائمه (علیهم السلام ) غباری نخواهد نشست، اما این صحنه ها، صحنه های آزمایش شیعه بودن است که عبور موفق و متین از آن توفیق می خواهد. از دولت های اسلامی و دولتمردان شیعی نیز انتظار می رود که اقدامات لازم برای حقوقی ساختن حفظ حریم میراث معنوی ادیان به ویژه محمد (ص) و آل محمد (علیهم اسلام) را در سازمان های بین المللی کاروِیژه ی خود قرار دهند تا هر کس به خود اجازه ندهد با جنایت علیه معنویت، دل میلیونها انسان را به درد آورده و همزیستی مسالمت آمیز فرهنگ ها را به سخره گیرد. باید جهانیان بدانند، شیعه قربانی منطقی است که با حرم شریف عسگریین (ع) آن جنایت عظیم را مرتکب شد . اینک آن روی سکه ی همان منطق، در پشت این توهین ها نیز نهفته است، گرچه صرفا در لابلای زرورقی از مدرنیسم خود را پیجیده است. در نقطه ی مقابل، منطق امامان معصوم شیعه (ع) قرار دارد که منطقی جهانی و بی بدیل است و اگر چنان که هست، همت به شناخت و بیان آن بندیم و در دامن حاشیه ها گرفتار نشویم به عنوان مطمئن ترین پناه گاه معنوی، امید همگان خواهد بود و وهن کنندگان ناچیز را در هاضمه ی منطق استوار خود هضم خواهد کرد. سایت جستجوی گوگل در بخش نقشه خود (گوگل مپز) اسم خلیج فارس را از روی نقشه خود برداشته است و وقتی اسم خلیج فارس را به زبانی (انگلیسی، عربی و… به جز فارسی) جستجو میکنیم، با یک علامت جای آن را در منطقه نشان میدهد. حسین علایی در گفتوگو با ایسنا، با انتقاد از اقدام سایت گوگل در تغییر عنوان خلیج فارس گفت: گوگل اعلام کرده است این اقدام را به این دلیل انجام داده است که وقتی در جهان عرب این منطقه را جستجو میکنند (با عنوان خلیج ع ر بیجستجو انجام میشود) خواستهایم افرادی که دنبال این منطقه هستند بتوانند آن را پیدا کنند. البته این دلیل قانعکننده این نیست؛ زیرا نمیتوان اسامی تاریخی را به دلایل کاربردهای غلط از روی نقشهها حذف کرد. وی افزود: این اقدام گوگل غیرقانونی و خلاف عرف بینالملل است. اسامی تاریخی باید با همان نامی که در اسناد و مدارک و نقشهها در گذشته تاریخی ثبت شده است در رسانهها خوانده شوند؛ بنابراین اقدام گوگل از سوی دولت ایران قابل تعقیب و پیگیری حقوقی است. علایی اضافه کرد: اقدام گوگل، اقدامی سیاسی تلقی میشود. برخلاف ادعای آنها که ما در مسائل سیاسی نمیخواهیم خود را درگیر کنیم، اما عملا این اقدام سیاسی و به نفع کسانی است که به دنبال تحریفهای تاریخی هستند و میخواهند اسامی تاریخی را بنا بر خواست دولتها تغییر دهند. شرکت گوگل به بیبیسی فارسی گفته بود که دلیل نشان ندادن نام خلیج فارس در سرویس نقشهاش – گوگلمپز – این است که میخواهد وارد مناقشههای سیاسی بر سر نام این دریا نشود. مایکل دالوو، مدیر روابط عمومی شرکت گوگل مدعی شده که این شرکت هیچ گونه “موضع سیاسی نمیگیرد” و از آنجا که “بعضی از مردم دنیا این آبراهه را Arabian Gulf (خلیج عربی) مینامند، برای پرهیز از ورود به یک مناقشه سیاسی، نامی برای این خلیج روی نقشهاش ظاهر نمیشود. این استاد دانشگاه ادامه داد: سالهاست بین ایران و برخی از کشورهای عربی اختلافات سیاسی وجود دارد و طبیعتا این اختلافات سیاسی منجر شده است که این کشورها از به کارگیری اسامی ایرانی خودداری کنند و سعی کنند مناطق دریای مشترک را به نام خود بخوانند؛ در حالی که ایران تاکنون چنین اقدامی را انجام نداده است و با اینکه ایران بیشترین ساحل را در کنار دریای عمان دارد و کشور عمان کمترین ساحل نسبت به ایران دارد، اما ایران هیچگاه اسم این دریا را تغییر نداده است؛ بلکه آن را همچنان دریای عمان میخواند. علایی تاکید کرد: اقدام درستی نیست که نام خلیج فارس را که نامی تاریخی است، کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس و هم سایتی مانند گوگل و برخی مراکز بینالمللی در مدارک خود تغییر دهند. اگر به یاد داشته باشید نشنال جئوگرافی چند سال پیش این اقدام را انجام داد که با اعتراض شدید ایرانیان مواجه شد و خوشبختانه این سایت نام را اصلاح کرد. وی اضافه کرد: در این شرایط باید همه ایرانیان و همه مردم دنیا که به دنبال حفظ نامهای تاریخی بر اماکن جغرافیایی هستند به این اقدام گوگل اعتراض کنند و تلاش کنند نام صحیح خلیج فارس را بکار ببرند. علایی گفت: نام خلیج فارس نامی است تاریخی و ایران موظف است از این نام پاسداری کند. همانطور که از نام اروندرود و اسامی تاریخی بر روی مناطق مختلف حاشیه ایران حفاظت میکند. این وظیفه دولت ایران است که از تمامی ظرفیتهای حقوقی و دیپلماتیک و رسانهای استفاده کند و از نام خلیج فارس دفاع کند و در تمام اسناد و مدارک بینالمللی رایج کند و از به کارگیری سایر اسامی جعلی جلوگیری کند. این وظیفه آحاد ایرانیان در سراسر جهان است که به این موضوع حساس باشند؛ زیرا اگر تغییر اسامی تاریخی باب شود، مبنای اختلاف جدیدی میان کشورها خواهد بود. نباید اجازه داد چنین اتفاقی رخ دهد. وی تصریح کرد: زمانی که کشورها با یکدیگر حسن همجواری داشته باشند نیاز دارند که اسامی تاریخی را حفظ کنند و به ویژه اسامی جدید باعث اختلاف میان همسایگان میشود. علایی در مورد اقداماتی که ایران میتواند در این راستا دنبال کند، گفت: ایران باید در این زمینه اقدامات حقوقی انجام دهد، به مجامع بینالمللی شکایت کند و باب مذاکره با مسئولین گوگل را باز کند و همچنین فشار روانی، اجتماعی و تبلیغاتی عظیمی علیه گوگل سامان دهد. تمام ایرانیان باید در این زمینه فعال شوند و به سایت گوگل فشار آورند که از جعل اسامی اماکن جغرافیایی خودداری کند. چندی پیش، انتشارات دانشگاه آکسفورد از این که در یکی از کتابهای آموزش زبان انگلیسیاش به جای واژه خلیج فارس، کلمهای ‘نامناسب’ به کار رفته است، عذرخواهی کرد از روز ۲۳ دی سال ۱۳۶۳ یادداشتهای روزانهٔ طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از دستگاههای دولتی و مشکلات موجود جامعه در صفحهٔ سوم روزنامه اطلاعات چاپ شده، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران و احیاگر طنز مطبوعاتی بعد از انقلاب بود.










منبع: خبرآنلاین
نویسنده این ستون کیومرث صابری فومنی بود که بعدها و در سال 1369 مجله طنز و کاریکاتور «گل آقا» را منتشر کرد. مجله ای که در اولین شماره اش و با شمارگان صدهزار نسخه نایاب شد و به چاپ دوم رسید.
فعالیتهای گل آقا منحصر به هفتهنامه باقی نماند. ماهنامهٔ گل آقا، سالنامهٔ گل آقا، هفتهنامهٔ «بچهها...گل آقا»، انتشارات گل آقا برای انتشار کتب طنز و کاریکاتور، و سرانجام خانهٔ طنز ایران جهت پرورش طنزنویسان جوان، از دیگر فعالیتهای کیومرث صابری بود.
سرانجام در ۲ آبان سال ۱۳۸۱، و در دوازدهمین سالگرد انتشار هفتهنامهٔ گل آقا، همزمان با چاپ ۵۴۸مین شماره، گل آقا تصمیم به تعطیلی هفتهنامه به دلایلی نامعلوم گرفت، و با چاپ سرمقالهٔ شماره ۵۴۸، که این بار در آن نه شاغلام و غضنفری بود و نه گل آقایی، با نام صابری از تصمیم خود برای پایان کار هفتهنامه خبر داد.
شوند.»
| Design By : Night Melody |



